بی بی قاتل

سه سال پس از مستند فوق العاده That's Poker به کارگردانی مارتین دلپیر که داستان زندگی پوکربازان حرفه ای را نشان می داد, این بار کانال آرته که یک شبکه تلویزیونی فرهنگی فرانسوی_آلمانی است فیلمی درام درباره پوکر ساخته است.
خلاصه داستان فیلم:
ماتیلد در دهه سوم زندگی خود است و علی رغم داشتن دیپلم پرستاری , نمی تواند کار مناسبی پیدا کند. با بازی پوکر آشنا شده و خیلی سریع تبدیل به یک بازیکن حرفه ای می شود. اما زمانی که از مردی که دوستش دارد حامله می شود با مشکلات زیادی در رابطه با رفت آمد بیش از حد به سالنهای بازی روبرو می شود. بنابراین این بار از طریق اینترنت (بازی آنلاین) تحت نام مستعار "قاتل" به هم و غم بازی پوکرش می پردازد. خیلی زود معتادش شده و زندگی اش دستخوش تغییراتی می شود.
صحبتهای کارگردان فیلم:
"قاتل" قبل از اینکه فیلمی درباره بازی پوکر باشد فیلمی است درباره اعتیاد. به نظر من این موضوع در فیلم هایی که درباره انواع بازی ها ساخته شده اند همیشه در درجه دوم اهمیت قرار داشته و من تمایل داشتم که خیلی واقع گرایانه تر در عین بحث برانگیزی بیشتر، به فضا و رفتارهایی که دور میزهای بازی شهود کرده ام کاملا به این موضوع (اعتیاد به بازی) نزدیک شوم.
انتخاب یک زن به عنوان پرسوناژ اصلی فیلم این اجازه را به ما می دهد که به یک مسئله تابو بپردازیم: ناخودآگاه جمعی ما "فساد" را مختص مردان می داند و حتی این پوکرزبازانِ لزوما مذکر، از این نوع فساد برای خود نوعی غرور و مایه افتخار قائل هستند. و با این اوصاف این بازی برای ماتیلد به عنوان یک مادر جوان، هم خیلی تاثرآور است و هم ننگین.
نوع تگزاس هولدم ( Texas Hold'em ) بازی پوکر ، حکم جهنم را برای ماتید دارد. ویژگی این نوع بازی برعکس انواع دیگر در این است که بازیکن هم روح خود را از دست می دهد و هم پول فراوانی به جیب می زند. یک جور ماشین خیالبافی و یک فروشنده آدرنالین، یک جور دوای سنگین. و مسئله من در این فیلم ابدا دادن درس اخلاق یا قضاوت در مورد مسیری که این پرسوناژ طی می کند، نبوده است.
"قاتل" قبل از هر چیز فیلمی است که پرتره ای از زن امروزی را به تصویر می کشد، زنی که تصمیم می گیرد نحوه زندگی اش را خودش انتخاب کند و مسئولیت این انتخاب را نیز بپذیرد. بنابراین بایستی برای این پرسوناژ بازیگری انتخاب می کردم که همزمان هم لطافت زنانه را نشان دهد و هم جنون یک پوکر باز را. بازیگری با تاثرانگیزی محسوس نشدنی.
آدرین پولی با علم بر چالش "دوست داشتنی کردن یا تنفرانگیز کردن ماتیلد" توانست به خوبی پرسوناژی شبیه قهرمان های زن داستانهای داستایوفسکی با همان ظرافتها و جنبه های انسانی بسازد. شخصیتی پیچیده و نافذ.
پایان.
فضای این فیلم عجیب با روحیات این روزهای من سازگار بود. بماند...
من سمانه، مترجمی زبان فرانسه خوندم اما زبان مادری ام...! چه عرض کنم شاید مرغ همسایه را غاز پنداشتم!