دلم میخواهد صدايي بلند شود/اما مرده است/ دلم ميخواهد دستهاي گل بر روي ميز باشد/ اما خانه را فروختهايم/ دلم ميخواهد ظهر باشد/ اما خون جاده را بسته است/ دلم ميخواهد همه سنگها برداشته شود/ اما سنگي مانده است و همين خودش زيادي است.*
كلود استبان
***
بالاخره بعد از وقفهاي سه ماهه پس از «مردههاي بيكفن و دفن»، امروز به ديدن اجراي نمايش «ترانهاي براي آيدا» به تالار مولوي رفتم و سعي ميكنم نظرم رو راجع به اين اجرا، صريح بيان كنم.
با طراحي صحنه شروع ميكنم. به نظرم به جز قسمت عقب صحنه _ همانجايي كه روبهروي تماشاگران قرار داشت و با شيشههاي مات كه نشاندهنده رديف پنجرههاي خانه بود و كاملا در خدمت نمايش بود، بقيه صحنه چندان چنگي به دل نميزد، يعني استفاده از يك مبل يا يك ميز تحرير كاملا نميتوانست فضاي يك خانه را در ذهن تداعي كند به علاوه در طي نمايش اكثر شخصيتها يا روي زمين مينشستند و يا ايستاده بودند. پس آن مبل و ميز چندان كاربردي نداشتند. در عوض شيشههاي مات عقب صحنه جز ويژگيهاي خوب اين نمايش بود خصوصا اينكه قرار بود فضاي مرگ را براي مخاطب نشان دهد. از نظر بازي هم بايد عرض كنم كه فقط بازيهاي آن خانواده آباداني جنگزده باورپذير در آمده بود و رابطه آيدا و همسرش ايرج خوب كار نشده بود. زوجهاي بشير _ يوسف(پسر بشير) با بازي (يعقوب صباحي و مجيد تفرشي) و بشير _ مادرش با بازي (يعقوب صباحي و عصمت رضاپور)، باورپذير و قوي كار شده بود. موسيقي هم انتخابي از قطعات اقليمي جنوب بود و كاملا به عنوان يك همراه خوبِ اجرا در نمايش گنجانده شده بود يعني نه تنها خود را به نمايش تحميل نكرده بود بلكه از همان ابتداي نمايش تا پايان، همراه ديالوگها در حال اجراي نقش ضروري خود بود. من نسبت به اقليم جنوب اطلاع چنداني ندارم ولي احساس ميكنم كه بيشتر ابزاري كه آن خانواده جنوبي با خود به آن خانه آوردند از قبيل بادبزنهاي حصيري يا صندلي پارچهاي تاشو و يا قليون مادربزرگ همه و همه به همراه موسيقي و ترانههاي جنوبي در پرداخت شخصيتها و واقعنمايي نمايش از اين خانواده موثر واقع شده بود. در مورد نقش صامت و ساكت و بيحركت و بيكنش و واكنش همسر بشير بايد گفت كه اين سكوت تمهيد كاملا مناسبي بود. اين شخصيت نمايش درست مثل تماشاگران بود، در حاشيه، در تاريكي و در سكوت قرار داشت و به تماشاي جدال خانواده خود با صاحبان اول آنجا يعني زوج آيدا و ايرج و يا به تماشاي تمام اتفاقات ديگر صحنه ميپرداخت و هيچ نميگفت. كه كارگردان در آخر نمايش به درستي و به آرامي و نه با يك شوك! نشان داد كه اتفاقي كه براي او افتاده با ديگران متفاوت است پس رفتار او هم بايستي متفاوت باشد.البته سكوت و انفعال اين شخصيت اگر بهتر كار ميشد ميتوانست از اين هم بيشتر ذهن مخاطب را درگير خودكند.مخاطب مدام در طي نمايش از خود ميپرسيد كه چرا اين نقش با حالتي غمبار به ديگران نگاه ميكند و حتي در هيجانانگيزترين صحنهها هم از خود چيزي بروز نميدهد. در برزخ بودن اين نقش كاملا حس ميشد البته اجراي بازيگرش كاملا منفعلانه بود يعني ميتوانست حتي بدون ديالوگ و بدون حركت هم، در لحظه، حضور موثرتري داشته باشد كه اين يا به پرداخت نقش در نمايشنامه برميگردد يا به اجراي بازيگر كه تفكيكش براي من ممكن نيست. در مورد نورپردازي هم، از استفاده به جا و كاراي چراغقوه وقتي كه لامپها به خاطر بمباران ارتش عراق خاموش بودند، خيلي لذت بردم زيرا نقشها در آن تاريكي با نور چراغقوه بر صورتشان ديالوگها را اجرا ميكردند، به نظرم كار جالبي آمد. نام نمايش (ترانهاي براي آيدا) حتي اگر قرار بود تمثيلي از تمام ترانههايي باشد كه بعد از جنگ ايران و عراق قرار است در اين سرزمين به دنيا بيايند ابدا مناسب اين قصه نبود چرا كه ترانه (جنيني كه در رحم آيدا قرار داشت ) تنها براي آيدا و همسرش شخصيت مهمي محسوب ميشد. اين خانه سه صاحب داشت چرا براي مثال نام نمايش از اسامي خانواده بشير سود نبرده بود يا از آن زن و شوهري كه در آخر به اين خانه ميآيند؟
در كل نمايش خوبي بود ولي به نظرم با كارگرداني بهتر، اين نمايشنامه توان بالاتري در اجرا ميتوانست داشته باشد.
***
مشخصات نمايش:
نويسنده: حميدرضا نعيمي/ كارگردان: سيامك موحدي/ بازيگران: آهو ايماني(معصومه). محمدابراهيم اقبالفر (نصرتي). مجيد تفرشي(يوسف). مسعود رحيمپور(ايرج). عصمت رضاپور (مادربزرگ). سهيلا صالحي (ناجيه). يعقوب صباحي (بشير). بهار كريمزاده (آيدا) گيتي قاسمي(سليمه) و علياكبر مسافر آستانه (رضا)/
كاري از گروه تئاتر پاپيروس اجرا در تالار مولوي خرداد و تير ۸۷ ساعت اجرا ۱۷:۳۰ قيمت بليط: ۳۰۰۰ تومان
* متني كه در بروشور اين نمايش كار نازنين افشار در صفحه آخر نوشته شده است.
لينك مرتبط:
گريز از رويا، نگاهي به نمايش «ترانهاي براي آيدا» نوشته: رحيم عبدالرحيمزاده
موحدي: در اجرا به نمايشنامه «ترانهاي براي آيدا» وفادارم. خبرگزاري كتاب
عكسهايي از نمايش از ناصر عرفانيان