يكي از دوستانم امروز مثل يك قاصدك خوشخبر با اساماس! خبري به من داد كه از شدت خوشحالي تصميم گرفتم در وبلاگم منعكسش كنم:
ناصر تقوايي گفته است مشكل «چاي تلخ» قابل حل است و قصد دارد فيلم را به پايان برساند.
چند تا پیشنوشت را بخوانيد بعد اگر مايل بود و حوصلهاتان اجازه داد، قصهي چگونگي نيمهتمام ماندن اين فيلم را در ادامه مطلب بخوانيد.
پيشنوشت:
۱. در هنري مثل سينما يك ژانر هست كه از همهي ژانرها بيشتر دوست دارم: ژانر جنگي (مثل فيلم «نجات سرباز رايان» و يا سريال «ارتش سري»)
۲. در تاريخ ايران يك حماسه (حماسه درست و حسابی، نه از اينها كه اخبار مدام از كوچكترين حركت مردم به عنوان حماسه نام ميبرد!) هست كه از همه بيشتر دوستش دارم و آن حماسه دفاع مقدس باغيرتانياست كه هر وقت از كار بزرگشان ميشنوم صدبار حسرت ميخورم چرا پسر به دنيا نيامدهام و چرا دوره جنگ در سن جواني نبودهام.
۳. پس تلفيق ژانر جنگي و دفاع مقدس ميشود همان فيلمي كه من برايش ارزش بسياري قائلم. فيلمي مانند «دوئل» يا «سرزمين خورشيد»
۴. حالا اگر به اين فيلم چاشنيِ زندگيِ در جريانِ حاشيهي جنگ را اضافه كنند كه چه بهتر! بيشتر مورد پسندم واقع ميشود. فيلمي مانند «هیوا»
۵. معتقدم در جنگ تمام عواطف، احساسات و اعمال انسان خلوصي عجيب پيدا ميكند. چه عشق باشد و چه نفرت!، حتي نفرت... خيلي صريح و بيواسطه بيان ميشود، نه با كنايه، يا زيرآب زدن و پاپوش درست كردن.
۶. حالا يك بومي جنوب كشور و آشنا به محيط، مثل ناصر تقوايي بخواهد از زندگي يك دختر ايراني-جنوبي و مشكلش در رابطه با يك افسر عراقي فيلم بسازد، حتما ديدن دارد. چيزي شبيه «روز سوم» حالا كمي منفیتر از آن و البته منتقدپسندانهتر
دعا ميكنم به سلامت ساخته شود، چون بايد اين چاي را هرچند تلخ تا به آخر و لاجرعه سركشيد.
پينوشت:
۱. داشتم به قول يكي از دوستان از چندضلعي به پاره خط تبديل ميشدم كه امروز اين خبر مرا به شكل عجيبي به نوشتن واداشت.
۲. يكي از عوامل علاقهام به اين فيلم، به جز تمام مواردي كه ذكر كردم، بازي حامد بهداد بود در اين فيلم. يك فايل براي دانلود آماده كردم كه شامل صحبتهاي حامد بهداد است در برنامه صندلي داغ، درباره نيمهكاره ماندن اين فيلم.
و اما قصهي نيمه كاره ماندن «چاي تلخ» در ادامه مطلب